تاریخچه گرافیک در ایران

در پیش از صد و پنجاه سال پیش میرزا فتحعلی آخوند زاده  (1190 -1257 ه ش)   بر اثر تحصیل زبان، آشنایی و ترجمه ی آثاری از شکسپیر و مولیر ؛ اولین نمایشنامه را در  خاور میانه می نویسد ، منظور اینکه از عمر تئاتر در ایران بیش از دو قرن نمی گذرد  (4).  اوانس اوگانینس  آبی و رابی را در1309 می سازد ، و با احتساب  اولین فیلمهایی که میرزا ابراهیم خان عکاسباشی از از دربار قاجار گرفته  بیش از صد سال از عمر سینما نیز نمی گذرد. همچنین عکاسی پویا نمایی  و دیگر هنرهایی که بر اثر ارتباط با غرب وارد ایران شده اند .   حال اگرما نیز تاریخ گرافیک را بر پایه چاپ و انتشار و ورود ماشین چاپ به ایران فرض کنیم   و پیشینه کهن تصویر سازی، کتاب آرایی، مهر سازی ، طراحی نقوش ، چاپ پارچه و عیدی سازی را نیز نادیده بگیریم ودر شمار نیاوریم ،( این درست زمانی است میرزا حسن خان غفاری " صنیع الملک "  روزنامه دولت علیه ایران را طراحی می کند) پس  گرافیک  لا اقل عمری هماورد با  تئاتر، عکاسی ، سینما و  دارد . اما  باور نادرست  در سالهای دور آن را حقیر شمرده و آن را نقاش تبلیغاتی ، تبلیغاتچی  نام نهاده  و  در ارج ننهادن و نادیده گرفتن تاریخ آن همت گمارده  است  امروزه حر فهای مشابه را بارها  از طراحان گرافیک به کررات  شنیده ایم    که گرافیک را دسته بندی می کنند گروهی را هنرمند و گروهی بازاری می شمرند  ، بارها شنیده ایم می گویند پوستر تئاتر- که قدیمی ترین پوستر های ایران را شامل می شود - تاریخی ندارد  ،پوستر های سینما را طراح طراحی نمی کرد ،  طراحی حروف نداریم ، پژوهشگر نداریم  ، پوستر سیاسی نداریم و در نتیجه ی همه این حرفها  گرافیک ما تاریخی ندارد  هفتاد سال است و الی آخر "  نمی دانم این نداشته ها چه سودی برای چه کسی دارد؟ احتمالا پس از این نداشته ها صاحب قول خود را اولین ، در  رشته و گرایش خود معرفی می کند و یا آیه یاس می خواند ،  نمی دانم چرا   علاقه داریم خود را اولین فاتح قله دماوند ، اولین خواننده کتابهای چخوف و  یا اولین کسی بدانیم که حروف را کشید  یا از نستعلیق در گرافیک استفاده کرد ، این اولین بودن ها کدام مدال افتخار را بر سینه مان نصب می کند که گذشته تاریخی  خود را انکار می کنیم .

 هنگامی  که هر تاریخ نگار  اولین گامها را بر می دارد خود را نیازمند   ابزار و مصالحی می بیند که  اساسی ترین آنها بقایای مادی ، آثار  ، نوشته ها و گفته هایی است که از گذشته به یادگار مانده اند   ، از این رو است که تاریخ نگار می کوشد با کاووش  از هر شی و بازمانده ای برای کشف حقیقت استفاده کند از اشیا موجود در موزه ها ، بنا های تاریخی ، متون منتشر شده ، دست نویس ها و نقل قول های سینه به سینه و دیگر منابع  استفاده کند ،  شاید که به حقیقت ره یابدو از افسانه بگریزد  ؛ مسلما  این شیوه را برای درک و ثبت تاریخ گرافیک نیز می توان به کار گرفت ، اما باید شتاب کرد از این رو که اسناد این عرصه در حال ازبین رفتن هستند از آنجایی که شاید  در نگاه اول ا رزش مادی نداشته باشند ، هیچ ارگان سازمان  یا نهادی این آثار را مصداق میراث فرهنگی نمی داند ، در کمتر کتابخانه یا مرکز اسنادی آرشیو پوستر یا سند های تصویری وجود دارد ، چه رسد به نگهداری و حفظ art work ،  بسته بندی و تبلیغات ، از این رو این میراث   موجب بی مهری مسئولان و صاحبان آثار قرار می گیرد ، از یک سو  باید حق داد ؛ از آن جهت که اطلاع رسانیی  در این عرصه انجام  نداده ایم  و باید شتاب کرد در مواردی که  احتمال از بین رفتن و نابودی آنان وجود دارد ، شتاب دیگری نیز لازم است  از آن جهت است که نسلها از پس  هم می آیند و می روند از مرگ گریزی نیست طراحان گرافیک نیز از این قاعده مستثنی نیستند ، و چون انگشت شمارند آنهایی که خاطرات خود را ثبت و تاریخ فعالیت های هنری خود را مکتوب کرده اند وظیفه نسل های امروز از است که نقل قول ها و روایات شفاهی را از سینه هایی که هنوز تپنده اند دریافت و ثبت کند  . با این وصف  هرچه تاریخ نگاری ها بر مستندات عینی و بازمانده های آثار استوار باشد ، ارجاع به چنین تصاویر و اسنادی بر قوت اثر پژوهشی می افزاید .  اهمیت دیگر  حفظ و نگهداری آثار مرتبط با گرافیک  ، هر چند نگهداری سند های فرهنگی مرز نمی شناسددر این است که زیر شاخه های گرافیک  چون  پوستر هایی  سینمایی ، تئاتر، موسیقی  علاوه بر اینکه تاریخ گرافیک هستند بخش انکار نا پذیری از تاریخ سینما  تئاتر و موسیقی کشور نیز به شمار می آیند از این رو تلاش ها و پژوهش هایی از این دست عرصه را برای پژوهشگران سایر رشته ها سهل تر می کند .
اگرچه  تلاش انجمن و کمیته موزه در گرد آوری این آثار و برگزاری نمایشگاه از آن    به تنهایی نمی تواند حافظ و نگهدارنده این میراث گرانبها  باشد اما به هر تقدیر  جای قدر دانی و مباهات دارد ؛  تلاشی که با حضور داوطلبانه جمعی از طراحان گرافیک آغاز شده و در مسیر صواب قدم بر می دارد تنها می تواند ناجی بخش کوچکی از انبوه تولیدات گرافیک یک کشور باشد . و حفظ این میراث فرهنگی  وظیفه ای است همگانی  و عزم  و حمایتی ملی را می طلبد که با تمام تلاش دوستان از بضاعت و توان یک انجمن خارج است، شاید اگرضرورت و نیاز  این مهم برای مسئولان دلسوز شرح داده شود،    تلاشی برای حفظ و نگهداری این گنجینه فرهنگ تصویری  نموده، نام نیکی از خود به یادگار بگذارند و امیدوار باشیم شاید روزگاری بر پایه ی این اسناد وآثار  تاریخ گرافیک ایران نگاشته شود .

1. می توان به تلاشهایی چون " بنیاد نمایش در ایران "   دکتر ابولقاسم جنتی عطایی ،  " تاریخ تئاتر در ایران" جمشید ملک پور   "نمایش در ایران " بهرام بیضایی در زمینه تئاتر؛    در گرآوری تاریخ تئاتر ، در آثار یحیی ذکا ، جلال ستاری، رضا شیخ و دیگران  در  تاریخ عکاسی و" تاریخچه انیمیشن در ایران" مهین جواهریان اشاره کرد و تاسف خورد از اینکه جای چنین اثری  هنوز در تاریخ گرافیک ایران خالی است .
2. باید به تلاشهای حسین چنعانی اشاره کرد از جمله مقدمه کتاب " گرافیک ایران 1. نشر داروگ. 1380" و مرتضی ممیز Graphic art in iran .شورای عالی فرهنگ هنر .1353 "
3. اری من با دهان حسرت گفتم : ای یاوه/ای یاوه / ای خلایق مستید و منگ / یا به تظاهر تزویر میکنید قسمتی از شعر احمد شاملو
4. وقتی سخن از تئاتر به میان می آید مراد شکل امروزین و اقتباس شده ان از یونان و رم است ، و اطلاق این برای شکل های سنتی نمایش در ایران همچون تعزیه و ... درست نمی نماید .

پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388

 

/ 0 نظر / 70 بازدید